آرشیف : Ali Schaheer

به مقام چشمهايت

+3 ز چشم سلام فرستم به مقام چشمهايت چه قلم زده خداجان كه كشيده دست و پايت نه پري، نه گُل، نه مهتاب، نه تنها ستاره گويم زيبايي ها همه يكجا شده جمع در لقايت دل من به بستر درد، شده نغمه ها چو آتش

مبهوت

+3 ای دشت سبز آرزو، برف زمستان دیدمت رنگین کمان صبر من در زیر باران دیدمت از ملک های دور دور از شهر یاران قدیم چون نام تو آمد به لب در پیش چشمان دیدمت هم ارغوان، هم چلچراغ، هم تورمالین و هم صدف در

بيا كه گريه كنيم

+5 !!! بيا كه گريه كنيم !!! كشورم در خون ميتپد بيا كه گريه كنيم بيا كه گريه كنيم آرمان شهدا را يكسر به خاك زديم ني درخت سيب ماند و هم نهال تاك زديم هر چه كرديم سود بر كشور نداشت مردم خود را

مثنوي

+4 !!! مثنوي !!! الحمدُ لله رب العالمين خالق هفت آسمان و اين زمين پادشاه پادشاهان و جهان هر صفت اوراست كلام او قرآن آن كه در تسبيح او در كائنات مشغول آنشد كو شناختست آن ذات او الرحمٰن الرحيم است پادشاست مالك يوم الدين،