کتگوری آرشیف ها: مطالب ادبی

بيا كه گريه كنيم

+5 !!! بيا كه گريه كنيم !!! كشورم در خون ميتپد بيا كه گريه كنيم بيا كه گريه كنيم آرمان شهدا را يكسر به خاك زديم ني درخت سيب ماند و هم نهال تاك زديم هر چه كرديم سود بر كشور نداشت مردم خود را

مثنوي

+4 !!! مثنوي !!! الحمدُ لله رب العالمين خالق هفت آسمان و اين زمين پادشاه پادشاهان و جهان هر صفت اوراست كلام او قرآن آن كه در تسبيح او در كائنات مشغول آنشد كو شناختست آن ذات او الرحمٰن الرحيم است پادشاست مالك يوم الدين،

بوزينه و داروين

+3 “داروين” چون رخت زين عالم كشيد روح او را حضرت آدم بديد گفت: اي فرزند بي عقل و ادب بيخبر از ريشه اصل و نسب گرچه از دانش خدايت بهره داد چون بني آدم برايت چهره داد از حريم آدمي بيرون شدي از جهالت

سنگدل

+3 نه بر مرگی کسی گیریم نه زار زنم بر خود زمین سختر زمان بر اسب عاصی آسمان تاریک نه آفتابی که گرمی اش برایم دهد شوری که تا از خود برآیم نه همدردی نه همرازی نه رازی تا شریک سازم نمی دانم چه دردی

نفرت

+3 تاریکتر از گورِ مظلومان خانهِ اندیشه های توست ای بیهوده ترین همه مخلوقها گر طالبی یا داعشی یا جلی و یا ملا داری بدست قدر و قضا در عالم جهل بنشسته ایی داری گمان تو ایی خدا من نمی خواهم روم آنجا بسوزانم بهشتی

بازی بقا

+1 ترک کن این جسم را پرواز کن ای روح اندوهگین من بگذار تا کفتار ها جسمت را بدرند گوشتت را ببلعند خونت را بنوشند و دندان در استخوانت تیز کنند در حریم لاشخوران ارزش انسان چیست؟

تحلیل وزن و قافیه

+3 1 – شرح پاراگرافها پاراگراف ۴ مقدمه ای است بر تحلیل نحوه تاثیر وزن و قافیه پاراگراف ۵ مقدمه ای است بر انتقاداتی که به وزن و قافیه وارد است پاراگراف ۶ تا ۱۳ آموزش سریع وزن عروضی و قافیه است پاراگراف ۱۴ مقدمه ای

چی غایتای بود !

+3 وقتی داخل کوچهِ ما میشدی چنان وانمود میکردی که حضور ما بچه های شوخِ کوچه در زیر درخت توت مدیر جیلانی برایت بی اهمیت است ولی همزمان احساس میکردی که اضطرابِ عجیبی سر تا پایت را فرا میگیرد. هر قدر کوشش میکردی در خرامان

عشق لامذهب

+4 دیده بودی چهره ی خندان من چهره ی خندان، لب و دندان من بازی ایام ببین با من چه کرد غم رسید و در درونم خانه کرد خنده ها و مستی ام بیگانه شد تا دلم در بند عشق زولانه شد روزگار مستی و

عشق عمومی …از مرحوم احمد شاملو

+13 اشک رازی ست لبخند رازی ست عشق رازی ست اشک آن شب لبخند عشقم بود ● قصه نيستم که بگوئی نغمه نيستم که بخوانی صدا نيستم که بشنوی يا چيزی چنان که ببينی يا چيزی چنان که بدانی … من درد مشترکم مرا فرياد

از مرگ … شعرِ زیبا از مرحوم احمد شاملو

+3 از مرگ … هرگز از مرگ نهراسيده ام اگر چه دستانش از ابتذال، شکننده تر بود. هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون تر باشد جستن يافتن و آنگاه به اختيار برگزيدن و

شور در میخانه

+5 بکن ای باده ی نابم مست و مدهوش و خرابم ز حضور ساقی امشب آتشم, دودم, کبابم تشنه ی عشق تو استم بدهِ تو باده  بدستم من امشب «می» می پرستم قبله ام جامِ شرابم سخن از جام تو گویم باده از کام  تو

میوه های پوسیده

+4 در زیر درختان بلند میوه های گندیده نارسیده از شاخه های پُر از برگ سبز بر خاک فتاده پوسیده اند « تمثال آدم از بهشت »

نقش مرده

+4 از غصه فریاد گر شود خاموش در کنجِ قفس نقش فریاد میکشد بردوش هر چاکِ قفس کام دل حاصل نگردد از نهانی سوختن فریاد میباید کشید در گوش هر مور و مگس نقش این شهر رمز بربادیی خلق دارد بدوش هر یکی قصری که

دست مرگ

+1 دل ز سودای تو آهنگ جنون سر کرده دیده اندر پی تو کون و مکان تر کرده تو مپندار که بیتو همه در حال خود است چرخ گردون سیه روزی را مقرر کرده از پی تو چها میکشم انگار ز مهر رگ رگم خون

سراپا تزویز

+2 چه فروتنانه به تظاهر تزویر میکنی ! همرزمان تو که چون تو به گمان تو پیام آواران شهر نور هستند، پس چرا ز نفس هایشان بوی مرگ می آید؟ بگو بگو تا بفهمم که در جسم انسان تو سیاهیی شهر شوم چسان خانه کرده

یار جانی

+4 هرگز آن روز را فراموش نخواهم کرد. آن روز تاریک و بارانی را. از دروازه ِ مکتب بیرون شدی و نگاهت به من افتاد که در کنار جاده ایستاده و دیوانه وار در جستجوی عشق زندگی ام بودم . سر و صورت ات را

غزل بسیار زیبا از طاهره ی قزوینی ( قره لعین)

+2 گر بتو  افتدم  نظر  چهره  به چهره  رو به رو شرح  دهم   غم  ترا   نکته  به  نکته  مو  به   مو از  پی  ديدن  رخت    همچو  صبا  فتاده ام کوچه به کوچه، در به در،خانه به خانه، کو به کو دور دهان  تنگ  تو ،

تقویه حافظه

+3 معجون زیر از ساخته های حسن صباح است که جهت تقویه حافظه خود و دوستان نزدیک در قله الموت جهت مطالعه و فراگیری علم و دانش تجویز میکرد: خاشخاش تازه تخم گشنیز چهارمغز بادام تازه فندق شیر عسل واحد اندازه: قاشق چایخوری مقدار دو

تاریخچه ملیشه ها در افغانستان

+5 در کشور های مختلف سلاطین برای تشکیل حکومت های جهانی تلاش میکردند. آنها توسط قوای مجهز نظامی این فکر و اندیشه را عملی میکردند.  امپراتوریهای بزرگ و وسیع در گوشه و کنار جهان تشکیل میشد. تاریخ هند از سلاطین بزرگ یاد میکند. هر گاه