ما کی هستیم افغان های عزیز؟

نامه به آدرس افغان ها هموطنان گرامی, افغان های عزیز, نامه حاضر سوالات زیر را از ما میپرسد: ما کی هستیم؟ ما چه داریم؟ دروازه ما را کی ها میکوبند؟ بیگانه ها چگونه ظاهر ما را بخود میگیرند, همرنگ ما میشوند؟ اکنون یکجا با هم میپردازیم به جواب سوال های فوق: ما کی هستیم. ما, یعنی, آنهای که در محدوده جغرافیای در کشور بنام افغانستان زندگی میکنند. خود را افغان میشناسند و افغان معرفی میکنند. واقعا زیر چتر بزرگ و با اعتبار و غرور آفرین افغانی باقی میمانند. بقا و خیر و سعادت خود را در جمیع امور زیر این چتر با اعتبار در کنار سایر هموطنان خود محفوظ و مصون میدانند. برای تامین وحدت ملی, هر چه رنگ تعلق دارد, از تعلقات قومی گرفته, تا تعلقات منطقه ای, زبانی, مذهبی, تاریخی و سایر سنت های کهن و مردود اجتماعی و سیاسی, از همه آنها میبرند. ملت واحد و یک پارچه افغان را میسازند. اگر این ملت ما باشیم. به یقین که این جفرافیا نیز به ما تعلق دارد. و ما ملت واحد و یک پارچه افغان باقی خواهیم ماند. ما چه داریم, ثروت ها و داشته های ما خیلی زیاد است. چند جز مهم آن را مختصر ذکر میکنم: الف: همبستگی و وحدت ملی ب : دارای کشور واحد و یک پارچه بنام افغانستان, وطن مشترک تمام افغان ها ج : آزادی و استقلال ملی د : نظام جمهوری که قانون اساسی آن به اساس ارزش ها و آزادی های انسانی تدوین گردیده است. نماینده های با صلاحیت افغان ها آنرا تایید نمودند. در راستای آن ما دست آورد های با ارزش و با اهمیت را بدست آوردیم. و: زندگی با همی در فضای صلح آمیز ن : خوشبختی و سعادت هر دو دنیا م : افتخار انسان بودن با اطمینان میتوان گفت, که داشته ها و دست آورد های فوق مال مشترک همه افغان ها است. به افغان های تعلق دارد که چتر بزرگ افغانی را روی سر خود افتخار میدانند. مردانه از آن دفاع میکنند, جز آنها به کسی دیگر تعلق ندارد. کی هستند که دروازه ما را میکوبد, آنهای که در هوای دلگیر و فضای گرفته از عقب دروازه های ما را میکوبند. از دو حال بیرون نیستند: هموطنان در راه مانده ما هستند یا بیگانه های که از روی غرض به دروازه ما میکوبند. در صورت که در عقب دروازه هموطنان ما باشند. حتما در این چهار ده بدبختی به شناخت خود موفق شدند. افغان ها وقتی دروازه را بروی آنها باز میکنند. که سر و صورت و دست و پای خود را تمیز کنند. افکار و اندیشه های نا سالم که از بیگانه ها به عاریت دارند. از خود دور بسازند. با نیت پاک به خانه خود برگردند. جای شان در کشور, حقوق و موقف شان در نظام ملی حاکم در کشور ثابت است. در ثروت های که ذکر شد. با سایر افغان ها شریک هستند. دولت انگلیس برای حفظ موقف و استقرار حاکمیت استعماری خود در هند, طی سال های 1810- 1893 در بحرانی شدن و بی ثبات ساختن اوضاع کشور ما دست دراز داشت. از نبود حکومت های ملی, از ضعف امرا, از وجود خاینین ملی و فیودالها استفاده بسیار کرد. با همکاری دولت های تزار روسیه و دولت ارتجاعی ایران مناطق را از کشور ما جدا کرد. از جمله منطقه وسیع را بنام پشتونستان که از چترال تا بحر هند به طول هشتصد میل در کناره راست دریای سند موقعیت دارد. توسط معاهدات مختلف, مهمترین آنها معاهده گندمک و دیورند, از خاک افغانستان جدا ساخت. دولت انگلیس برای حفظ بقای خود در هند دست به هر اقدام ضد بشری میزند. هنگام خروج خود از سرزمین هند, آنکشور را تجزیه کرد. پاکستان را به وجود آورد. استقرار حکومت پاکستان در منطقه هویت ملی باشنده های مناطق مورد نظر را عوض کرد. مناطق مذکور در ساختار سیاسی جدید جز دولت پاکستان شناخته شد. سیاست دولت های پاکستان حقوق ملی, و منافع ملی باشنده های آن مناطق را به مسیر مشخص و جداگانه که منافع ملی آنکشور اقتضا میکند. هدایت کرد. با گذشت زمان باشنده های مناطق مورد بحث از گذشته تاریخی خود فاصله گرفتند. آنها از 1940 تا کنون امکانات و فرصت های خوب و مساعد را جهت نجات خود از سلطه دولت های انگلیس و پاکستان از دست دادند. در مورد پیوستن دوباره به پیکر افغانستان و زندگی مشترک با سایر افغان ها اقدام نکردند. آنها از گذشته ها به این طرف در قبال قضایای افغانستان خاموش میمانند یا جانب پاکستان را میگیرند. نظام اجتماعی و منافع اقتصادی و سیاسی آنها طبق سیاست وقت دولت انگلیس و روش دولت های پاکستان, مسیری را در جهت متفاوت با منافع ملی ما در پیش گرفت. آنها جز کشور پاکستان از ما فاصله گرفتند. در بسیاری موارد وسیله دست پاکستانی ها میشوند. امکانات و ظرفیت های خود را در اختیار دولت پاکستان میگذارند. علیه مردم و کشور ما قرار میگیرند. موضع غیر دوستانه آنها در حوادث نیم قرن اخیر در افغانستان آفتابی و روشن است. اکنون آنها هیچگونه علاقه به حقوق ملی و حفظ و حراست از منافع ملی ما ندارند. ما انتظار برآورده ساختن این امر بزرگ و خطیر را جز از هموطنان خود نداریم. مرز های ما با کشور های همسایه مشخص و تعیین شده است. موضوع که ما را مانند سایر کشور های جهان با کشور های همسایه: تاجکستان, ازبکستان, ایران, پاکستان, ترکمنستان ارتباط میدهد. مرز مشترک, فرهنگ مشترک و تاریخ مشترک است. دفاع از استقلال ملی, حفظ تمامیت ارضی, تعیین و انتخاب نظام سیاسی, تامین حقوق ملی, منافع ملی و ساختار اجتماعی کشور ما مانند هر کشور دیگر مشخص و مربوط به افغان ها است. بهتر است محدوده جغرافیایی را که بنام افغانستان وطن مشترک همه ما در اختیار داریم؛ در راه حفظ و حراست و اعتلای آن بکوشیم. افغان های که افکار و اندیشه های قرون وسطی را دنبال میکنند. این موضوع را آستین برای پنهان کردن خواسته های قومی و گروهی و منطقوی خود قرار میدهند. نقد را میگذارند. دنبال نسیه میروند. حقوق ملی و آزادی های فردی و اجتماعی مساوی و به هم برابر سایر ملیت ها را در چوکات نظام دیموکراتیک ندیده میگیرند. باید بدانند که این راه به ترکستان میرود. از آن جز ویرانی وطن و تباهی ملت چیزی بدست نخواهند آورد. افغان های با شهامت سال های ویرانی و تباهی و خون و آتش را در کشور شان با حوصله مندی پشت گذاشتند. اکنون زمان آن فرا رسیده که با تلاش دسته جمعی آثار شوم آنرا از چهره خود و از سر و صورت وطن خود پاک کنند. دست آورد های با ارزش ملی ما در این زمینه نشان میدهد: افغان های که در خصوصیات فوق خود را با سایر هموطنان خود شریک میدانند. به ثروت ها و ارزش های ملی احترام میگذارند, در راه حفظ و گسترش آنها تلاش مینمایند, بیرون از دروازه نمانده است. پس آنهای که در میزند: بیگانه های هستند که برای فریب, رنگ ما را به خود گرفتند. بیگانه ها چگونه ظاهر ما را بخود میگیرند, همرنگ ما میشوند؟ این مطلب را همه ما میدانیم و خوب هم میدانیم که دزد ها برای دزدیدن ثروت ها و ارزش های دیگران از هیچ گونه تلاش و کوشش دریغ نه میکنند. استفاده از هر امکان و وسیله را برای رسیدن به هدف مجاز و مشروع میدانند. یکی از شیوه های کهنه که بیگانه ها بار ها در کشور ما از آن استفاده کردند. هنوز هم کارآیی و کاربرد دارد. همرنگ شدن ما با بیگانه ها یا برعکس آن است. در اوضاع و احوال کنونی همرنگ شدن بیگانه ها با ما نشان میدهد که در اجتماع ما هنوز هم اشخاص و افرادی هستند که خود را شایسته بزرگی و افتخار افغان بودن نمیدانند. نمیخواهند در این افتخارات با سایر افغان ها شریک باشند. خود را در زیر چتر افغان بودن خورد و کوچک میبینند. خود را لایق داشتن ارزش ها و ثروت های مشترک ملی و تاریخی نمیدانند, از آنها پاسداری نمیکنند. هویت و امکانات خود را به اختیار بیگانه ها میگذارند. با تعلقات و سنت های کهنه قومی که همه افغان ها آنها را دور انداختند, هنوز علاقمند هستند. این هموطنان ما هنوز به بزرگی و بزرگ منشی نرسیدند. آنها خود را با سایر هموطنان خود در ارزشها و ثروت های ملی سهیم و برابر نمیدانند.به دموکراسی, به تساوی حقوق, به همزیستی مسالمت آمیز, به زندگی مشترک در پرتو ارزش های انسانی ایمان ندارند. آنها هنوز در حالت بدوی به سر میبرند. با چنگ و دندان برای حفظ زندگی با روش ها و شیوه های قرون وسطی تلاش میکنند. تلاش و کوشش دیگران را برای خوشبخت زیستن و انسانی زیستن اخلال میکنند. برای رسیدن به خواسته های نا پاک, خود را به دشمن میفروشند. هویت ملی خود را در اختیار بیگانه ها میگذارند. با دشمن همکاری میکنند. دزد ها وقتی به دزدی موفق میشوند که دست و پای اعضای خانه را در اختیار خود داشته باشند. متاسفانه دزد ها به همکاری آنها در خانه مشترک ما به این امکان دسترسی دارند. افغان های نجیب و با عزت که به افغان بودن خود اعتبار میدهند. برای داشتن این افتخار در کنار سایر افتخارات ملی و اجتماعی خود تلاش میکنند, باید بدانند و دقیق متوجه باشند: دشمن از هر قماش که باشد, هدف واحد دارد. دشمنی وقتی زشت و نفرت انگیز است. که دزد ها به دشمنی برخاسته باشند. دزد های دشمن صفت خیلی نا مردانه عمل میکنند. لباس و هویت افراد بی وجدان و بی عزت را که در بین ما هستند, در بر میکنند. به همدستی و همکاری آنها دست به حمله و تجاوز دزدانه میزنند. از جهل و نادانی, از خلوص عقیده و صفای ایمان مردم استفاده سو میکنند. آنها را ضد ارزش ها, حقوق و دست آورد های ملی تحریک میکنند. مطالب بی ارزش را که همه ما دور انداختیم, آنها را دوباره در اجتماع حاکم میسازند. در نتیجه ما را از خود ما میگیرند. هویت ما را با آنهای که هویت خود را در اختیار دزد ها قرار میدهند, همسان میسازند. ای هموطن! پس از آن که دزد ها و همدستان شان به کشور ما دست یافتند. ما و تو, آنچه که هستیم, نخواهیم ماند. آنچه که داریم. نخواهیم داشت. موقع آن است که افغان های با غیور انتخاب کنند: اگر میخواهند که مردانه و آزاد زندگی کنند. دارای هویت ملی و افتخارات ملی باشند. ثروت ها و ارزش های ملی شان سالم و محفوظ از تجاوز بیگانه ها بماند. در خانه, روستا و شهر و دیار شان صلح باشد. در فضای صلح آمیز با هم و در کنار هم زندگی کنند. باید از استقرار و حاکمیت نظام جمهوری, از قانون اساسی این وثیقه و هویت ملی افغان ها و دست آورد های که در این راستا بدست میآورند. دفاع کنند. نخست از همه از نفوذ دشمن در قوای مسلح جلوگیری کنند. زیرا, هدف عمده دشمن نابود کردن توان نظامی افغان ها است. زیرا دشمن توان رویارویی را با آن ندارند. چنانچه چندی قبل اینکار را به همکاری دست پرورده های خود کردند. از این رو دزدانه عمل میکنند. افغان ها هوشیار باشند, فریب دشمن را نخورند.

نگارش: انصاری

حبیب انصاری

در باره حبیب انصاری

حبیب انصاری تا بحال 15 مطلب فرستاده است.

تا کنون 1 دیدگاه نوشته شده است. دیدگاه شما چیست؟

  1. خسته نباشید مرسی به خاطر این مطالب مفید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *