عدالت

زنده را نکوهش, مرده را ستایش و سعادت از آن ما خواهد بود, آنچه از ما نیست و در محدوده تصرف ما در آمده و رنگ ما را بخود گرفته, به کسانی بدهیم که نشانی از آنها در سر و صورت خود دارد و نیازمندی دیگران است که در تصرف ما درآمده است و ما را از مرز بی نیازی به غنا میبرد. و آنها از ما دور نیستند: همسایه بغل دست ماست که با نیاز خود کنار آمده, در سلامی که سر راه ما میگذارد, نشانی از نیازمندی او خود نمایی میکند. و مادری در گوشه ای روستا با نیازهایش زندگی میکند. و گوشه چادرش را گرفته از برابر ما میگذرد. و ما امکانات در بسته خود را قفل میزنیم. و چشم میپوشیم از وضع که آنها با خود میبرند. و از زنده ها را برای خود و از خدا را برای مرده ها میطلبیم. و در هر دو افراط میکنیم. و از پیگیری مرده که به ما پشت داده بریده, نمرده را پی بگیریم که نرفته. زیرا آنها برای گرفتن فرصت دارند. وقتی یکی پیش از ما میشود, همه در پس او میشویم, در سایه او نماز های رنگه میخوانیم. وقتی در کنار ما است, جز سایه با عیوب, سعادتی در او نمیدیدیم. وقتی مرده میآید, چشم ما رنگ, دهن ما مزه عوض میکند. هر چه خوبی و سعادت است, در دور و بر مرده میبینیم. و در جای خدا مینشینیم, در های رحمت او را با کلید دعا باز میکنیم و مرده را در دریای سعادت شناور میسازیم و هر چه لطف خداست نثارش میکنیم. او را در کنار خود با چشم میبینیم, وقتی بدست ما میآید, با زبان میبینیم. و رفته را صدا نزنیم, بر نمیگردد. آمده را ببینیم که میرود. و به مرده ها نماز زیادی نگذاریم, به آنهای که در سرود بی عدالتی در اطراف ما دست در آغوش فقر میرقصند توجه کنیم. رفع نمایید نیازمندی را که در بین ما به سخاوت توزیع شده است.

حبیب انصاری

در باره حبیب انصاری

حبیب انصاری تا بحال 15 مطلب فرستاده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *