خانه کعبه قبل از ظهور دین اسلام

خانه کعبه که حضرت ابراهیم خلیل آنرا در صحرای خشک و ریگزار عربستان بر پا کرده بود, در اثر سرازیر شدن توفان های شن و سیلاب تخریب گردید. در مورد خصوصیات ساختمان کعبه معلومات موثق و دقیق در دسترس نیست. تاریخ های مکتوب در این زمینه اظهار نظر نمیکند. اقوام که بعدا کعبه را باز سازی نمودند, آنرا به صورت چهار گوش بنا کردند. بحث حاضر سرنوشت خانه کعبه را در 150 سال قبل از ظهور دین اسلام پیگیری میکند. به این سوال ها جواب میدهد:

قبل از ظهور دین اسلام سرزمین خود مختار شام به حیث مرکز فرهنگی و تجارتی در برپایی مجدد خانه کعبه چه نقش داشت؟

شخص که آخرین بار قبل از ظهور دین اسلام بنای کعبه را بر پا کرد, مناسک حج « طواف, دویدن بین صفا و مرو و قربانی» را مجددا اساس گذاشت, کی بود؟

قریش چگونه شکل گرفت. در تشکیل آن کدام عوامل موثر بود؟

بین کعبه زردشت و کعبه حضرت ابراهیم چه شباهت های موجود است؟

سنگ سیاه آسمانی را چرا در دیوار مقابل مقام ابراهیم گذاشتند؟

این بحث به عوامل و انگیزه های تاریخی, سیاسی, اجتماعی و اقتصادی میپردازد که در بر پایی خانه کعبه, در تشکیل و رونق شهر مکه و به وجود آمدن قریش قبل از ظهور دین اسلام نقش اساسی داشت.

سقوط بابل:

بخت نصر پادشاه بابل سرزمین فلسطین را غارت کرد. معبد حضرت سلیمان را ویران ساخت. یهودی ها را به بردگی به بابل کشید. حضرت دانیال نبی نیز در جمله اسرای یهودی به بابل برده شد. یکی از شب ها بخت نصر خواب دید. فردای آن منجمان و درباریان را برای تعبیر خواب خود فرا خواند. منجمان و درباریان از تعبیر خواب او عاجز آمدند. حضرت دانیال نبی به تعبیر آن پرداخت. بخت نصر متوجه بزرگی و کرامات ان حضرت شد. آزادی او را به او باز داد. به او اجازه داد که از بابل بیرون شود. آن حضرت شهر شوش را  برای اقامت خود انتخاب کرد و رهسپار ایران شد. پدر کوروش در شهر شوش حاکم بود. کوروش که تاریخ او را بنام کوروش کبیر معرفی میکند, تحت تعلیمات و ارشادات دانیال نبی در شهر شوش پرورش یافت و بزرگ شد. کوروش طبق هدایت و ارشاد پیامبر خدا بابل را فتح کرد. کانون ظلم و ستم را ویران ساخت. یهودیان را از قید اسارت آزاد کرد. معبد سلیمان را در اورشلیم دو باره برپا ساخت. کوروش کبیر سلسله هخامنشی ها را اساس گذاشت. آزادی را نعمت خداوند میدانست. انسان را موجود آزاد معرفی میکرد. در قلمرو خود تسامح دینی را برقرار نمود. ساختمان چهار گوش مستطیل شکل که هر ضلع آن هفت متر طول و 14 متر بلندی داشت, در مرکز قلمرو خود بنام کعبه برای نیایش خداوند یکتا بر پا کرد. پیروان ادیان توحیدی رو به این نیایشگاه خدای واحد را ستایش میکردند. بعد از وفات کوروش کبیر اوضاع تغییر میکند. فرزندان کوروش تحت تاثیر موبدان قرار گرفتند. موبدان دست به دسیسه و توطئه زدند. در قدرت با شاهان هخامنشی شریک شدند. آزادی و تسامح دینی را از بین بردند. دین دولتی را در جامعه حاکم ساختند. کعبه, مرجع تسامح و وحدت ادیان توحیدی را نیز ویران کردند. داریوش در زمان سلطنت خود کعبه را دوباره بنا کرد. آنرا کعبه زردشت خواند. بقایای آن هنوز سر پا است.

حضرت مانی پیامبر خدا را کافر خواندند:

ساسان موبد آتشکده بزرگ بود. نوه او بنام اردشیر بابکان به قدرت میرسد, سلسله اشکانیان را منقرض میسازد. در عوض سلسله ساسانیان را اساس میگذارد. اردشیر بعد از چندی از سلطنت دست میکشد, گوشه عزلت اختیار میکند, به تزکیه نفس میپردازد. جای او را پسرش بنام شاپور اول میگیرد.

مانی پسر فاتک در شهر تیسفون پایتخت ساسانیان تولد میشود. در خورد سالی چند بار دچار دگرگونی های روحی میشود. وی تا سن 24 سالگی تحت تعلیم فرشتگان قرار داشت. مانی با پدرش برای تعالیم به هندوستان و چین سفر کرد. 24 سال داشت که برایش وحی نازل شد؛ به پیامبری مبعوث گردید, در روز تاجگذاری شاپور اول به دربار شاپور ساسانی آمد. ارژنگ کتاب آسمانی خود را بنام شاهپورگان به شاه ساسانی عرضه کرد. شاه آیین مانی را پذیرفت و از او در جهت انتشار آن حمایت کرد. مانی خود را پیرو بودا, زردشت, یحی نبی, دانیال نبی و عیسی مسیح پیامبران خدا میدانست. مسیر توحیدی حضرت ابراهیم را میرفت. مطابق ارشادات پیامبران الهی مردم را به توحید و یکتا پرستی دعوت میکرد. مانی برای زدودن خرافات از آیین پیامبران الهی پنج کتاب, از جمله کتاب زبور و انجیل پاک را به مردم عرضه کرد. آیین مانی که همان آیین یکتا پرستی ابراهیمی بود, در سر تا سر قلمرو ساسانی ها تا افریقا انتشار یافت. حضور مانی پیامبر اسباب موفقیت شاهپور را در سه جنگ بزرگ علیه امپراتوری بیزانس فراهم ساخت. این موفقیت زمینه انتشار سریع آیین توحید و یکتاپرستی مانی را در قلمرو بیزانس تا افریقا, سوریه, اردن, شام, انطاکیه و آسیای صغیر مساعد ساخت. شاهزاده های که بعد از فوت شاپور به تخت سلطنت نشستند. تحت تاثیر موبدان زردشتی بودند. موبدان از این موقعیت استفاده کردند, با مانی و پیروان او به مخالفت پرداختند. آنها داستان سفر روحی موبد را بنام ویراف جعل کردند. شایع ساختند که موبد مذکور مدت هشت شبانه روز به خواب میرود. در این مدت روح او از کالبد جسمانی جدا میشود و به معراج میرود. در بهشت مینو با روح حضرت زردشت پیامبر خدا ملاقات میکند. اوستا را از او تعلیم میگیرد و دوباره به جسم خود بر میگردد. موبد مذکور را قدیس شناختند. اوراویراف موبد, جریان سفر معنوی خود را مشابه به بهشت گمشده دانته بنام اوراویراف نامه نوشت. اوستا که موبدان بنام زردشت پیامبر در قلمرو ساسانیان مردم را به پیروی از آن فرا میخواندند. با اوستا, کتاب آسمانی که زردشت پیامبر آورده بود مغایرت داشت. موبدان اوستا را که مدعی آن بودند, وسیله ساختند برای مخالفت با آیین یکتا پرستی و توحیدی مانی و پیروان او. موبدان به حمایت دربار از نفوذ گسترده خود در جامعه استفاده کردند. آیین زردشتی را که خود آورده بودند, دین دولتی ساختند. یکی از موبدان مانی را متهم به کفر ساخت. او را محاکمه کرد. فتوا قتل او را صادر نمود. بعد از قتل حضرت مانی, موبدان زیر چتر حمایت دولتی در سر تا سر قلمرو ایران به قتل و غارت پیروان مانی پرداختند. پایه های حکومت دین سالاری را در جامعه مستحکم کردند.

قسطنطنیه:

کنتسانتین امپراتور بیزانس شبی خواب میبیند که صلیب حضرت عیسی مسیح در فلسطین است. عده را برای آوردن آن مامور میسازد. خود و هلن مادرش را خادم حضرت عیسی مسیح اعلام کرد. در جلسات متعدد که با اسقف های مسیحی داشت. اساس مسیحیت را روی تثلیث گذاشت. حکومت دینی را در امپراتوری بیزانس قایم کرد. مخالفین تثلیث را مخالف حضرت مسیح اعلام و دستور نابودی آنها را صادر نمود. امپراتور در راس حکومت دینی زیر لوای مسیحیت تثلیثی قدرت را در تمام قلمرو امپراتوری بیزانس از آن خود کرد.

در قسطنطنیه و تیسفون, قدرت هر دو امپراتوری روی حکومت دینی استوار بود. آنها در قلمرو خود دین و آیین را گسترش میدادند که عاری از ارزش های توحیدی بود. در سرزمین های تحت حاکمیت خود افراد مخالف و دیگر اندیش را نیست و نابود میکردند. جنگ های که بین آنها صورت میگرفت, دین دولتی در افروختن آن نقش موثر داشت. هر دو قدرت در نتیجه 25 سال جنگ به این توافق رسیدند:

الف: سوریه و شام از تسلط مستقیم امپراتوری ساسانی ها بیرون شد, به صفت خراج گذار ساسانی ها باقی ماند. سرزمین شام و سوریه در موقعیت جدید از تسلط و گسترش دین دولتی دور ماند, به بزرگترین مرکز فرهنگی و معنوی و تجارتی در بین این دو امپراتوری تبدیل شد. پیروان ادیان توحیدی در آن گرد آمدند, به اساس تسامح دینی در کنار هم به عبادت و نیایش پروردگار یکتا میپرداختند. کلیسا ها, دیر ها و معابد مختلف در آن سرزمین بر پا بود. مانند معبد معروف بشرا دیر ها و معابد زیاد در شام و اردن گشوده بود. سرزمین شام از لحاظ معنویت جایگاه ویژه داشت. شام محل امنی برای پیروان راستین پیامبران الهی, حضرت مسیح, حضرت مانی, حضرت یحی, حضرت زردشت و حضرت بودا بود.

ب: به اساس توافق مذکور کشور حبشه در افریقا خراج گذار دولت بیزانس شد. پادشاه حبشه آیین مسیحیت تثلیثی را پذیرفت. آیین جدید را در قلمرو خود بسط و گسترش داد.

به تحریک بیزانس, پادشاه حبشه یمن را اشغال کرد. دولت ساسانی دست حبشه را از یمن کوتاه ساخت. یمن جز قلمرو ساسانی ها گردید. در عوض ارمنستان جز قلمرو بیزانس شد. امپراتوری بیزانس طرح را روی دست گرفت. به اساس این طرح در مرز های ایران قدرت اقتصادی و نظامی جدید به وجود میآمد که به نفع  بیزانس علیه ایران قرار میگرفت. بیزانس برای پیاده کردن طرح خود شبه جزیره عربستان را در نظر میگیرد که تا آن زمان مورد توجه نبود.

تجارت در امپراتوری بیزانس از اهمیت خاص برخوردار بود. کاروان های تجارتی بخش های وسیع قلمرو این امپراتوری را با هم ارتباط میداد. هدف بیزانس توسعه تجارت سود آور با افریقا و چین بود. این مطلب با موضوع تامین امنیت کاروان های تجارتی ارتباط مستقیم داشت. کاروان های تجارتی از شام و سوریه به دو مقصد حرکت میکردند: مسیر نخست افریقا بود. کاروان های که سرزمین عربستان را عبور میکردند از طریق حبشه به جانب افریقا میرفتند, مورد هجوم قبایل بدوی عرب قرار میگرفتند. مسیر دوم چین بود. کاروان های تجارتی که از شام حرکت میکردند, مسیر خط ابریشم را در پیش میگرفتند به چین میرفتند. سرزمین شام مرکز بزرگ تجارتی و تلاقی فرهنگ ها و کاروان های تجارتی بود.

شبه جزیره عربستان:

در سر زمین عربستان عشایر و قبایل مختلف عرب که مردمان فقیر و تنگدست بودند, به صورت پراکنده و بدوی در دشت ها, صحرا ها و دره ها زندگی میکردند. مخارج زندگی خود را از طریق درآمد ناچیز دامداری و داد و ستد تامین میکردند. به منظور دسترسی به آب و علف از یکجا به جای دیگر کوچ میکردند. اقلیم خشک و گرم, اختلاف درجه حرارت شب و روز, موجودیت دشت ها و تپه های ریگی دسترسی آنها را به آب و علف محدود میساخت؛ چندین شبانه روز طی طریق میکردند. بیابان ها و ریگزار های گرم و سوزان را پشت سر میگذاشتند تا برای اقامت چند روز مکان مناسب می یافتند. فرهنگ بدوی, زندگی در جهل و خرافات دامنه خصومت و دشمنی دایم را بین آنها گسترش میداد. زندگی پراکنده عشیره ای در شبه جزیره عربستان, فرهنگ و اقتصاد بدوی, اقلیم نا مساعد سبب میشد که قدرت های بزرگ به این منطقه توجه نکنند.

حضرت ابراهیم خلیل خدا طبق دستور پروردگارش از اوروک کلدانی ها با زن و فرزند خود حرکت میکند به این سرزمین میآید. در مرکز بیابان برهوت علایم و نشانه های را مییابد که خداوند به او بشارت داده بود. زن و فرزند خود را در آنجا میگذارد. خود برای انجام ماموریت الهی برمیگردد. به قول کتاب مقدس, حضرت ابراهیم به امر خداوند در 1860 سال قبل از میلاد مسیح به کمک پسرش اسماعیل روی همین علایم و مشخصات ساختمان را برای نیایش پروردگارش بر پا میکند. آنرا کعبه توحید مینامد. کعبه از مواد محلی به صورت ابتدایی ساخته میشود, حوادث طبعی و گذشت زمان آنرا از بین میبرد. طوایف امالقه و جرعیم آنرا باز سازی میکنند. آنها نیز مواد مشابه را برای ساختمان خانه کعبه بکار میبرند. طوفان شن و سیل بار دیگر کعبه را تخریب میکند. بحث حاضر جریان را از سال 420 بعد از میلاد دنبال میکند. در این مقطع تاریخی از خرابه های خانه کعبه چیزی بجا نه مانده بود. آثار و علایم آن زیر ریگ و شن مدفون شده بود.

نخستین قریش:

جوان از اهل مکه بنام کلاب با دختر بنام فاطمه از یمن ازدواج میکند. آنها صاحب سه پسر و یک دختر میشوند. بعد از فوت کلاب, شخص بنام ربیعه از شام به مکه میآید, با فاطمه ازدواج میکند. ربیعه, فاطمه را با یکی از فرزندان او بنام زید با خود به شام میبرد. زید زیر نظر پدر دوم خود در محیط معنوی و یکتاپرستی در شام بزرگ میشود. زید نسبت دور بودن از زادگاه خود به قصی معروف بود. « قصی به معنا دور افتاده » قصی ابن کلاب بین شام و مکه مسافرت های را انجام میدهد. با سران عشایر و طایفه های پراکنده عرب میبیند. امپراتوری بیزانس با قصی ابن کلاب به توافق میرسد. از او حمایت مالی و نظامی میکند. قبایل مهاجم را در عربستان تار و مار میسازد. آنها را از مکه و اطراف آن دور میکند. قصی ابن کلاب و همفکران او به مکه میآیند. در مکه نزدیک به محل که حضرت ابراهیم نیایشگاه خود را بلند کرده بود, چاه حفر کرد. همزمان با آن ساختمان چهار گوش مستطیل شکل را روی چهار ستون بلند نمود. ستون ها را شاذروان یاد کردند. به قول محقق و دانشمند گرامی محترم دکتر سید مصطفی آزمایش, از متون قدیم منابع موثق و قابل اعتبار در دسترس نیست که به اساس آن حکم کرد که حضرت ابراهیم کعبه خود را چهار گوش به شکل مستطیل بنا کرده باشد. طوریکه ذکر شد, کعبه که حضرت ابراهیم بنا کرده بود, در اثر گذشت زمان و حوادث طبعی بار ها تخریب میگردد. آثار از آن بجا نه میماند. اما هر بار که مردم بنا آنرا تجدید میکنند. آنرا به صورت چهار گوش و مستطیل میسازند. کعبه زردشت که از دوران ساسانی ها در ایران بجا مانده است, از لحاظ ساختمان خصوصیات مشابه و نزدیک با کعبه حضرت ابراهیم دارد. شازروان کلمه فارسی پهلوی است به ستون های چهارگانه میگویند که کعبه زردشت را استوار نگاه میدارد. حفر چاه آب که آنرا چاه میمون گفتند, در صحرای برهوت در مرکز شبه جزیره عربستان توجه عشایر و قبایل عرب را به خود جلب کرد. قصی ابن کلاب از عشایر و قبایل ادنانی عرب دعوت کرد که بیابان گردی را بگذارند. در صلح و صفا در اطراف خانه کعبه چادر بزنند. برای بود و باش دایمی خود خانه های از گل و خشت بنا کنند. به اساس این امر که ” آب وسیله آبادانی است” قصی ابن کلاب به اعراب توصیه کرد: آب گوارا که از چاه بیرون میکنید. نعمت است که پروردگار عالم, صاحب خانه کعبه به شما ارزانی کرده است. شکر گذار باشید و او را نیایش کنید. موجودیت آب و برپایی خانه کعبه جو فرهنگی را در منطقه تغییر داد. ایجاد خانه ها و محلات مسکونی در اطراف خانه کعبه, فرهنگ شهر نشینی را برای اعراب بدوی و سرگردان در دشت ها و صحرا ها به ارمغان آورد. شهر مکه جان گرفت. اعراب در اطراف خانه کعبه تا دور دست ها آبادی های جدید را بنا کردند. قصی ابن کلاب دارالندوه را نیز اساس گذاشت. سران عشایر و اقوام عرب را که بالاتر از چهل سال داشتند, در دارالندوه جمع کرد. به آنها سپرد که طبق نظام زندگی شهری در این مکان به جر و بحث و مشورت بپردازند. درمورد موضوعات مختلف که به زندگی عشایر مربوط میشود تصمیم بگیرند. عشایر عرب را که به دور خانه کعبه گرد آمده بودند, قریش گفتند. قبل از این در بین اعراب قریش موجود و مفهوم نبود. قرش در زبان عربی به معنی گرد آوردن یا جمع کردن است. قریش اسم فاعل از فعل قرش به معنی جمع کننده است.  ابتدا قصی ابن کلاب را قریش یا مجتمع میگفتند. برای اینکه اعراب بدوی خواسته های زندگی شهری و فرهنگ جدید را رعایت کنند, قصی ابن کلاب مقررات و روش های را وضع کرد:

خانه کعبه دارای چهار رکن بود. دیوار که به سمت عراق واقع شده آنرا رکن عراقی, دیوار که به سمت شام واقع شده آنرا رکن شامی, دیوار که به سمت یمن واقع شده آنرا رکن یمانی یاد کردند. دیوار چهارمی را که به طرف داخل مکه واقع شده بود بنام مقام ابراهیم یاد کردند که توسط ستون سنگی مشخص میشد. سنگ سیاه« حجر السود » را در آن نصب کردند. موقعیت سنگ سیاه شروع و پایان یک دور طواف را به دور خانه کعبه نشان میداد. خانه کعبه در ابتدا چهار دیوار بود که سقف نداشت. بیرون دیوار های خانه کعبه را با الیاف خرما پوش کردند. به منظور نیایش خداوند, مردم که در اطراف کعبه بودند, خانه کعبه را طواف میکردند. آنهای که از خانه کعبه دور قرار داشتند, هنگام عبادت و نیایش خداوند رو به طرف خانه کعبه میکردند. اعراب سال یک مرتبه در ماه ذیحجه برای اجرای مراسم حج به مکه میآمدند. مراسم حج و قربانی را انجام میدادند. قصی ابن کلاب برای اداره امور شهر مکه و خانه کعبه هشت منصب را اساس گذاشت. آب دادن, پذیرایی از کاروان های حجاج, پرده داری, کلید داری خانه کعبه, ریاست دالندوه و غیره. قصی ابن کلاب چهار پسر داشت. این مناصب را بین عشایر عرب که قریش گفته میشدند قسمت کرد. اداره آنرا به پسران خود سپرد. عشایر و قبایل عرب که به دور خانه کعبه گرد آمدند, از آب چاه استفاده میکردند, خود را قریش گفتند و به این امر گردن گذاشتند آنرا پذیرفتند. قصی ابن کلاب از مردم قریش خواست که در بدل استفاده از آب چاه پولی را به نام صاحب خانه کعبه بپردازند. مساعدت های که قصی ابن کلاب دریافت میکرد, به او فرصت و اجازه نمیداد که از آن در جهت باز سازی فرهنگی در جامعه نوبنیاد قریش استفاده کند. اعراب بدوی زندگی جدید را با جهل و خرافات و فرهنگ آلوده با شرک و بت پرستی استقبال کردند. با تجمع آنها به دور خانه کعبه, شرک و بت پرستی مقابل توحید و یکتا پرستی قرار گرفت. هر قوم و قبیله بت های خود را داشتند. قصی ابن کلاب فرصت نداشت که در این زمینه مبارزه نماید. بعد از فوت او قریش صلاحیت شهر مکه و خانه کعبه را بدست گرفتند, بت های خود را در خانه کعبه جای دادند.

امنیت که در مسیر رفت و آمد کاروان های تجارتی از شام و سوریه به یمن و بر عکس آن تامین شد. سبب افزایش در رفت و آمد کاروان های تجارتی میشد. ساخت و ساز و فعالیت های فرهنگی که در اثر گسترش حیات جدید در اطراف چاه آب و خانه کعبه در حال گسترش و توسعه بود, خدمات و امکانات را برای کاروان های تجارتی نیز فراهم میساخت. کاروان های تجارتی در بدل پرداخت از آن بهرمند میشدند. توقف کاروان ها در شهر مکه, داد و ستد آنها با مردم قریش کانال فرهنگی و اقتصادی وسیع را بروی مردمان مکه باز کرد. توجه آنها را به خود جلب نمود. قریش مکه فن تجارت را فرا گرفتند. اموال تجارتی خود را به کاروان های تجارتی میدادند. از این مدرک سود فراوان میبردند. بعد از چند نسل ثروت آنها به حدی رسید که خود کاروان های مستقل را اداره میکردند. با شام و سوریه و آسیای صغیر تجارت میکردند. طبقه ثروتمند و سرمایه دار مکه از مردم فقیر و غریب بهره کشی میکردند. آنها را به صفت غلام و برده میگرفتند.

قدرت اقتصادی که در شهر مکه به وجود آمده بود. خواست و منافع امپراتوری بیزانس را برآورده نه میساخت. امپراتور بیزانس, نجاشی شاه حبشه را برای حمله به شهر مکه و تخریب خانه کعبه مامور ساخت. لشکر نجاشی را فیل ها همراهی میکردند. نجاشی بدون ورود به شهر مکه از عزم خود منصرف میشود. اعراب این واقعه را بنام عام الفیل یاد کردند که مقارن به سال ولادت محمد بن عبداله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدالمناف بن قصی یعنی زید بن کلاب بود.

در آن روزگار قریش حاکمیت شهر مکه را بدست داشتند. افراد مومن و موحد که خاندان قصی ابن کلاب یعنی خاندان حضرت محمد در راس آنها قرار داشتند در اقلیت بودند. آنها طبق توصیه اجداد خود, قصی ابن کلاب به وظایف خود رسیدگی میکردند. برای زدودن غبار شرک و بت پرستی از روح و روان خود به شام سفر میکردند. از فضای معنوی و پاک آن دیار استفاده میکردند. محمد فرزند عبداله قبل از بعثت نیز به شام سفر داشتند. با پیروان ادیان توحیدی میدیدند.

حبیب انصاری

در باره حبیب انصاری

حبیب انصاری تا بحال 15 مطلب فرستاده است.

تا کنون 8 دیدگاه نوشته شده است. دیدگاه شما چیست؟

  1. Ali گفت:

    تمام دنیا که قبل از اسلام میزیستند در جاهلیت بودن خودتون ایرانیها اتش و یعضی ها بت و بعضی ها هم گاو میپرستیدن تازه ایرانیها ادرار گاو به عنوان شراب مقدس مینوشیدن وحتی باهاش غسل میکردن بعدشم شبه جزیره عرب که بدوی بودن تمام عمرشون آزادانه زندگی میکردن و دوست نداشتن کسی بهشون زور بگه در زمانیکه کشورهای دیگه وحشیانه کشور گشایی میکردن ولی شبه جزیره عرب هیچوقت برده نشدن و بهترین خصلتهای انسانی روداشتن که الله دین و کتابش رو براین قوم نازل کرد که دارای کاملترین زبان و لباس رسمی هستن تازه قوم های بابل و عیلام و آشور و سومر و فینیقیون و کنعانیان همه به قوم سام عرب برمیگردن قدیمیترین تاریخ وتمدن رو دارن

    • امیر گفت:

      تو مشخصه از قماش همون جماعت پابرهنه ی بی فکری و جهل اجازه نداده تاریخ رو بفهمی

    • کوروش کبیر گفت:

      این اطلاعات کمر به کمر بهت رسید کسکش کیرم تو کس ننه تو هرچی عربِ . ملخ خور شاش شتر خور به ایرانیایی که تو ابادانی و ازادی ، فرهنگ کوروشی بودن میگه شاش گاو میخوردن . اخه ااان ریدم تو دهن پدر کسکشت که بغل سر کوچتونه ننت داره گاییده میشه کیر ایرانیام نیستین ؟ زنت داره گاییده میشه از نفهمیتون ؟کیر کبیر کوروش کبیر تو کس ننه هرچی عربِ از اول تا آخرتون .

  2. سعید گفت:

    اگه علی زحمت بکشی و آدرستو بدی میام با آسفالت یکیت میکنم. آخه عقب افتاده، بسیجی، منگل آخه چی بهت بگم
    ………

  3. رضا گفت:

    کس شر نگید

  4. مسعود گفت:

    در زمان حمله ی فیل ها پیرمردها شهادت داده اند که پرندگان لشکر ابرهه را بوسیله ی سنگ های ریز (که سجیل قران از ان نام برده) نابود کرده اند چون چیزی به تولد پیامبر نمانده بوده 60یا70 سال و سالخوردگان واقعه را تعریف کرده اند حتی عبدالمطلب هم از ابرهه نخواست و گفت کعبه را صاحبی دارد که خود از ان محافظت میکند .در ضمن بوسیله معجزه اسماعیل چشمه ای جوشان بالا امد و اعراب رهگذر انجا را مکان خود کردن و عدنانی ها که بزرگشان قصی ابن کلاب بود انجا را اباد کرد خانه ی کعبه ربطی به کوروش نداره

  5. سلام.خواستم بابت وبسایت خوبتون ازتون تشکر کنم و امیدوارم
    باعث ایجاد انگیزه براتون بشه

  6. ساسان گفت:

    مرگ بر دین کثیف اسلام دین کثیف و جنایتکار اسلام در این 1400 ساله باعث مرگ و بردگی ده ها میلیون انسان بی گناه شد که جرمشون این بود که دین دیگری داشتند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *