مبهوت

ای دشت سبز آرزو، برف زمستان دیدمت
رنگین کمان صبر من در زیر باران دیدمت

از ملک های دور دور از شهر یاران قدیم
چون نام تو آمد به لب در پیش چشمان دیدمت

هم ارغوان، هم چلچراغ، هم تورمالین و هم صدف
در باغ، در فصل بهار، در آبشاران دیدمت

از شهر عشق، از آسمان یا با خدا پیوسته ای
ای نور چشمان شهیر من حرف قرآن دیدمت

عشقت گواه باشد مرا بر پادشاه قلب من
من در منم از پاکیت چون نور ایمان دیدمت

تا پشت در های بهشت پهلو به پهلو بودی ام
در را گشودم پشت در، مبهوت که میزبان دیدمت
علی شهیر

Ali Schaheer

در باره Ali Schaheer

علي شهير تا بحال 4 مطلب فرستاده است.

تا کنون 1 دیدگاه نوشته شده است. دیدگاه شما چیست؟

  1. احسان احسان گفت:

    علی جان درود بر شما دوست عزیز. غزل زیبای شما را خواندم.
    تمام بیت ها زیبا سروده شده اند بخصوص بیت دوم ، از لحاظ وزن و آهنگ، بسیار زیبا و دلنشین است. میشود گفت که از جمله بیت هایست که در ذهن مستقیم ثبت میشود.
    قلم تان رسا باد!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *