به مقام چشمهايت

ز چشم سلام فرستم به مقام چشمهايت
چه قلم زده خداجان كه كشيده دست و پايت

نه پري، نه گُل، نه مهتاب، نه تنها ستاره گويم
زيبايي ها همه يكجا شده جمع در لقايت

دل من به بستر درد، شده نغمه ها چو آتش
تو بيا عيادتم يار كه دوا من صدايت

گُل من به باغ از آن پيش كه كفن كنند دل را
بنُما به دل شكسته تو دگر قد رسايت

بنواز بسملت را پيش از آنكه آشنايان
برسانند و تو بيني نعش او در سرايت

همه عاشقان دنيا دل خود به يار سپارند
شهير جان و قلب و تن را صنما كند فدايت
علي شهير

Ali Schaheer

در باره Ali Schaheer

علي شهير تا بحال 4 مطلب فرستاده است.

تا کنون 2 دیدگاه نوشته شده است. دیدگاه شما چیست؟

  1. قلم قلم گفت:

    درود شهیر جان عزیز،
    باز هم غزلی فرستادی که از خواندنش لذت بردم.
    احساس شاعرانه و عاشقانه شما ظریف و قابل قدر است.
    موفق و سرفراز باشی!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *