تو بگو

+1 چسان بی تو بسازم دل بیتاب نسازد! کدام ماهی بدیدی بیرون از آب بسازد؟ رُخت را کردی پنهان در پشت ابر زلفت شب عاشق چه باشد که بی مهتاب بسازد؟

باد سحرگاهان

+2 ای باد سحرگاهان از شهر کدام خوبان آیی با چنین مستی جانبخش و عطر افشان هر دم که در آغوشت گیری تن این بسمل شوری در من اندازی از عطر زلف جانان آهسته گذر ای باد تا زنده شوم از تو یک لحظه بیا

خانم در اتوکاری

+3 خانم نزد داکتر داکتر « خانم, چرا هر دو گوش شما سوخته؟» خانم « بخاطرینکه در اتوکاری بودم و تیلفون زنگ زد . بجای گوشی اتو را در گوش خود چسپاندم.» داکتر « پس چرا هر دو گوش شما سوخته؟ » خانم « بخاطریکه

نوازش « غزل زیبا از داکتر سمیع حامد »

+2 وطن! خواهند آخر خانهء خاکسترت سازند نجنبی گر ز جا خاک خودت را بر سرت سازند جدا سازند از هم استخوانهای ترا، آری به میل خود – چو بازیچه ـ به شکل دیگرت سازند به گوشت حلقه یی از بند بوت خود بیندازند غلامت

داد و ستد در عشق

+2 قدر مرا ندانی تو از جان مرا گرانی تو تاکی مرا چون سایه ات از پی خود کشانی تو سنگ مزن به شیشه ام آتش مزن به بیشه ام سرو بلند عشقم من تیشه مزن به ریشه ام سرو روان برین من تو عشق

غزل زیبا از شاعر آینه ها مرزا عبدالقادر بیدل

+7 زهی چمن ساز صبح فظرت، تبسم لعل مهر جویت زبوی گل تا نوای بلبل، فدای تمهید گفتگو یــــــت سحر نسیمی در آمد از در، پیام گلزار وصــل در بر چو رتگ رفتم زخویش دیگر ، چه رنگ باشد نثار بویت هوای مشق انتظارم ،

نامیدی

+3 رگ های خشکیده ی دریا پر از خاطرات آبِ رفته در زیر پای کوه ها شهریست که میکشد آخرین نفس ها را آنجا که آفتاب دیگر نمی درخشد آنجا که اشک  آسمان خشکیده است آنجا که در خاموشی جاده ها صوت مرگ میخزد آنجا

تقویه حافظه

+3 معجون زیر از ساخته های حسن صباح است که جهت تقویه حافظه خود و دوستان نزدیک در قله الموت جهت مطالعه و فراگیری علم و دانش تجویز میکرد: خاشخاش تازه تخم گشنیز چهارمغز بادام تازه فندق شیر عسل واحد اندازه: قاشق چایخوری مقدار دو

بی خلطه فیر کردن

+2 مردم این اصطلاح را وقتی بکار میبرند که شخصی را بابت عمل یا کارش انتقاد میکنند. شخص مذکور در مورد کار و فعالیت خود دقت و توجه لازم نمیکند. تجربه و توصیه دیگران را در نظر نمیگیرد. نا سنجیده اقدام میکند. میگویند: بی خلطه

نیاز

+2 تو زمن رو ببستی رفت زمن شور و مستی چه باشد هستی بی تو چه کنم بزم حورا را من ز تو جان بگیرم درد و درمان بگیرم سر و سامان بگیرم چه کنم مال و متاع را نفسم تا که برآرم ز تو

تاریخچه ملیشه ها در افغانستان

+5 در کشور های مختلف سلاطین برای تشکیل حکومت های جهانی تلاش میکردند. آنها توسط قوای مجهز نظامی این فکر و اندیشه را عملی میکردند.  امپراتوریهای بزرگ و وسیع در گوشه و کنار جهان تشکیل میشد. تاریخ هند از سلاطین بزرگ یاد میکند. هر گاه

مفهوم قره باغ

+2 کلمه کارا در زبان فارسی قدیم به معنی بزرگ و گسترده استعمال میشد. بنا کارا باغ, یعنی باغ بزرگ و به همین نحو  کارا شهر, کارا چمن, کارا خانه به معنای شهر بزرگ و چمن بزرگ و خانه بزرگ و گسترده آمده است. با

موزه و قمیص

+3 عادت پوشیدن جرابهای مردانه و زنانه ابتدا در زمان هارون الرشید در شهر بغداد بین ثروتمندان رواج یافت. آنها جوراب را موزه میگفتند. همچنان پوشیدن پیراهن که یک نوع پوشش مخصوص بود. بنام قمیص یاد میشد . در زبان فرانسوی کلمه شمیز از قمیص

تگ ها

+5 در قرن هفت میلادی در بخشهای شمال و مرکز هند گرو های آدمکش حرفه وی پراکنده بودند. آنها خود را اعضای انجمن اخوت مخفی دینی میگفتند. فعالیت های خشونت آمیز این گروه ها رعب و ترس زیاد در دلها انداخته بود. انگلیس برای شناسایی

چوب بجای مالیات

+3 مردم ما انگلیس ها را بنام انگریز ها میشناسند. انگریز ها در جنگ مقابل غازی ها پی در پی شکست میخورند. از این پیش آمد در تعجب و حیرت بودند. این موضوع برای آنها معما بود. از خود میپرسیدند. این مردم نادار و فقیر

گذشته الماس کوه نور

+2 افسانه های کهن سرزمین هندوستان, قدامت الماس کوه نور را به 5000 سال قبل رقم میزند و آنرا متعلق به کارنا, پسر خدای آفتاب میداند, که یکی از پهلوانان هندی بود. او نخستین کسی بود که این الماس را در اختیار داشت. از درشت

خانه کعبه قبل از ظهور دین اسلام

+35 خانه کعبه که حضرت ابراهیم خلیل آنرا در صحرای خشک و ریگزار عربستان بر پا کرده بود, در اثر سرازیر شدن توفان های شن و سیلاب تخریب گردید. در مورد خصوصیات ساختمان کعبه معلومات موثق و دقیق در دسترس نیست. تاریخ های مکتوب در

4.3.2

+2 چی کسی می داند این موجود چیست ، در این دونیا موجودی دیدوم که … اول چهار پا .. دوم با دو پا سوم با سه پا راه می رفت

زن و شوهر

+1 زن و شوهر زن: خانم خانه مثل رئیس جمهور باید باشه ده خانه شوهر و اولاد ها باید زیر امرش باشند شوهر:کاملا قبول دارم اما چهار سال بعد انتخابات می شود

داکتر شخصی

+3 داکتر شخصی دیروز پیش داکتر شخصی خود رفتم گفت شراب نخور به جای شراب آب بخور. من بجای شراب داکتر خود را بدل کردم.