آرشیف برچسب ها: باده

شور در میخانه

+5 بکن ای باده ی نابم مست و مدهوش و خرابم ز حضور ساقی امشب آتشم, دودم, کبابم تشنه ی عشق تو استم بدهِ تو باده  بدستم من امشب «می» می پرستم قبله ام جامِ شرابم سخن از جام تو گویم باده از کام  تو

عالم رویا

+4 ز دام عشق تو رهایی نیست مرا بجز سیاهی در این شب کجاست خواب تا در عالم رویا که دست تو باشد بدست من باده بریزد ز جام ها وز گرمی وجود تو رگ رگم سوخته باشم سرت بروی شانه ام چشمان تو به خواب

بحر عشق

+2 عشق تو در دل نهان داریم ما همچو شمع آتش بجان داریم ما تا رخت بیرون کنی از لقا از نفس تیر و کمان داریم ما نیست همرازی که گویم راز خود همچو اشک خاموش زبان داریم ما نسیت همچون ما در این عالم