آرشیف برچسب ها: مرده

نامیدی

+3 رگ های خشکیده ی دریا پر از خاطرات آبِ رفته در زیر پای کوه ها شهریست که میکشد آخرین نفس ها را آنجا که آفتاب دیگر نمی درخشد آنجا که اشک  آسمان خشکیده است آنجا که در خاموشی جاده ها صوت مرگ میخزد آنجا

خروس حاجی آغا

+11 هر صبح وقتی ملا اذان میداد حاجی آغا از زیرلب صد دشنام نصیبش میکرد. چون اذان ملا خروس حاجی آغا را نیز به اذان دادن تشویق میکرد. خروس حاجی آغا از آن خروس های بی نفس نبود که با یکی دو اذان قناعت کند.

عدالت

+28 زنده را نکوهش, مرده را ستایش و سعادت از آن ما خواهد بود, آنچه از ما نیست و در محدوده تصرف ما در آمده و رنگ ما را بخود گرفته, به کسانی بدهیم که نشانی از آنها در سر و صورت خود دارد و