آرشیف برچسب ها: مهتاب

تو بگو

+1 چسان بی تو بسازم دل بیتاب نسازد! کدام ماهی بدیدی بیرون از آب بسازد؟ رُخت را کردی پنهان در پشت ابر زلفت شب عاشق چه باشد که بی مهتاب بسازد؟

فریدون مشیری – کوچه

+5 یکی از اشعار همیشه جاودانی را با دوستان عزیز به اشتراک میگذارم. امید مورد پسند قرار بگیرد. بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن

درد و عذاب

+4 دل من سخت بيتاب است امشب چو بسمل در تب و تاب است امشب به هر سو بنگرم روى تو بينم رخ ات جانا چو مهتاب است امشب ندارم خواب از درد جدائى دلم در چنگ عقاب است امشب تو با اغيار و من